فريد الدين العطار النيسابوري

34

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

مادرش در جَست و او را بر گرفت * شير دادش حالى و در بر گرفت . اى ز شفقت داده مهرِ مادران * هست اين غرقاب را ناوى گران چون در آن گردابِ حيرت اوفتيم * پيشِ ناوِ آبِ حسرت اوفتيم مانده سرگردان چو آن طفلِ در آب * دست و پايى مىزنيم از اضطراب آن نَفَس اى مشفقِ طفلانِ راه * از كرم در غرقهء خود كن نگاه رحمتى كن بر دلِ پُر تابِ ما * بر كش از لطف و كرم در زابِ ما شير ده ما را ز پستانِ كرم * بر مگير از پيشِ ما خوانِ كرم اى وراىِ وصف و ادراك آمده * از صفاتِ واصِفان پاك آمده دست كس نَرْسيد بر فتراكِ تو * لا جَرَم هستيم خاكِ خاكِ تو خاكِ تو يارانِ پاكِ تو شدند * اهلِ عالَم خاكِ خاكِ تو شدند هر كه خاكى نيست يارانِ تو را * دشمن است او دوستدارانِ تو را اوّلش بوبكر و آخر مرتضى * چار رُكنِ كعبهء صدق و صفا آن يكى در صدق ، همراز و وزير * وان دگر در عدل ، خورشيدِ منير آن يكى درياىِ آزرم و حيا * وان دگر شاهِ اولو العلم و سخا .